تبلیغات فراموش نکنید : پیشگیری بهتر از درمان است
در بین یهودیان و مسیحیان این عمل نادر است، به طورى كه در دو قبیله در كشور اتیوپى و دو قبیله در كشور نیجریه به سازمان جهانى بهداشت گزارش شده است كه در یك قبیله نیجریه اى ختنه زنان قبل از ازدواج انجام مى شود و در قبیله دیگر در همین كشور ختنه به پس از زایمان اول موكول مى شود .
قابل ذكر است تحقیقات گسترده و جامعى توسط محققین و متخصصین اطفال، زنان و زایمان، روان شناسان به خصوص استادان ادیان مختلف (اعم از مسیحى، یهودى و مسلمان) پیرامون مسئله ختنه زنان از طرف سازمان جهانى بهداشت صورت گرفته است .
طبق این بررسى ها در هیچ یك از آ یات قرآن و قسمت هاى مختلف كتاب انجیل و یا سایر كتاب هاى آسمانى ختنه زنان توصیه نشده است .

هر كسى كه دستور اسلام را منبع انجام این عمل وحشیانه قرار مى دهد با عدم اطلاع از دستورات مذهبى، عوام فریبى و یا عقاید شخصى و سنت عقب افتاده آنها مرتبط است .
سازمان جهانى بهداشت سنتى بودن قضیه را تنها دلیل این عمل ذكر مى كند و آگاهى كامل از غیرمذهبى بودن انجام این عمل را به تمام كشور هاى عضو سازمان ملل ابراز داشته است .
ختنه زنان چه عوارض و خطراتى را به دنبال دارد؟
۱- این عمل در بیش از ۳۰ كشور جهان انجام مى شود و در ۷۰ تا ۸۰ درصد موارد با وسایل آلوده و غیربهداشتى بدون استفاده از هیچ داروى موضعى انجام مى شود در نتیجه خطر مرگ و شوك وجود دارد .
۲- خونریزى هاى شدید و گاهى غیر قابل كنترل كه منجر به مرگ مى شود
۳- عفونت هاى موضعى و عمومى بدن كه اغلب به درمان هاى پزشكى احتیاج دارند
۴- درگیرى ها و بیمارى هاى روانى حاصل از این امر
۵- ایجاد جوش گاه (اسكار) در قسمت بریدگى ها با طول و گستردگى زیاد
۶- عفونت هاى حاد و مزمن دستگاه تناسلى و ادرارى
۷- احساس درد هاى غیرقابل تحمل در صورت قادر بودن به رابطه جنسى
۸- مشكلات نازایى، خطرات و مشكلات ناشى از حاملگى و به خصوص زمان زایمان
این عمل از طریق روش هاى مختلفى انجام مى شود. با توجه به نوع انجام این عمل شدت عوارض متفاوت است. وحشیانه ترین روش در كشور هاى سومالى، سودان و همچنین اتیوپى به كار مى رود .
۵/۷۸ درصد زنان در كشور هاى مذكور به علت برش هاى طولانى و عمیق و جوش گاه هاى (اسكار هاى) زخمى حتى قادر به رابطه جنسى با شوهران خود نیستند و تا پایان عمر رابطه جنسى ندارند و یا در صورت انجام این امر و حامله شدن قادر به زایمان طبیعى نخواهند بود .
در این صورت زایمان آنها با جراحى انجام شده و یا در نقاط دورافتاده به علت خطرات ناشى از زایمان طبیعى خود و نوزادانشان فوت مى كنند .

به گزارش ایونا ، آمار مرگ ومیر این زنان و نوزادان آنها نزدیك به یك میلیون در سال تخمین زده شده است .
در مقام مقایسه ختنه پسران با ختنه دختران چه ارجحیت هایى دارد؟
ختنه پسران در تمام ملل مسلمان و نیز بین یهودیان رایج است .
به گزارش ایونا ، براساس آمار هاى اخیر در ده سال گذشته مسیحیان نیز با ختنه پسران خود موافقت كرده و اقدام به انجام این عمل مى كنند .
از جمله مزایاى ختنه پسران بنابر تحقیقات علمى مى توان به این ها اشاره كرد:
۱- پسران ختنه شده از بهداشت بالاترى برخوردارند .
۲- از عفونت هاى ادرارى و كلیوى پیشگیرى مى كند .
۳- از بیمار هاى مقاربتى و احتمالاً سرایت فورى HIV جلوگیرى مى كند .
۴- سرطان دستگاه تناسلى در مردان ختنه شده كمتر از سرطان در مردان بدون ختنه است .
۵- زنانى كه شوهرانشان ختنه شده اند كمتر در معرض ابتلا به سرطان دهانه رحم هستند .
۶- لذت بردن بیشتر از رابطه جنسى .
در كشور آمریكا كه یك كشور مسیحى است در هر بیست و شش ثانیه یك نوزاد پسر اعم از مسیحى، یهودى و مسلمان ختنه مى شوند .
آخرین آمار سالیانه نشان داده است در سال گذشته در آمریكا تعداد یك میلیون و دویست و پنجاه هزار نوزاد پسر ختنه شده اند كه ۷۴ درصد توسط متخصصین زنان و زایمان انجام شده است .
طبق آمار ها در كانادا حداقل بیست درصد و در استرالیا پانزده درصد از نوزادان پسر ختنه مى شوند .
ختنه زنان از طرف سازمان ملل و سازمان جهانى بهداشت و طبق قوانین تمام كشور هاى اروپایى، آمریكایى و اغلب كشور هاى آسیایى غیرقانونى است.
در این كشور ها افرادى كه به این كار مبادرت مى ورزند توسط دولت مورد تعقیب قرار مى گیرند .
به گزارش ایونا ، تجربه نشان داده است هرگز شخصى یا اشخاصى كه در این كشور ها به این كار دست مى زنند مورد تعقیب قانونى قرار نگرفته اند .
محققان سازمان جهانى بهداشت در معنى لغاتى نظیر ختنه دختران یا قطع عضو در دختران فرقى نمى گذارند و آن را یك عمل با دو معنى مشابه تلقى مى كنند و این عمل را از جمله سنت هاى بسیار عقب ا فتاده و خطرناك مى دانند .

محققان از هر زن یا مردى در هر كجاى دنیا خواسته اند كه:
۱- به غیرقانونى بودن این عمل حتى در كشور هایى كه این عمل انجام مى شود توجه كنند .
۲- صد درصد آن را با حق و حقوق در سلامتى اطفال، دختران و زنان مغایر بدانند .
۳- انجام این عمل مغایرت كامل با حقوق بشر، در هر نقطه از دنیا دارد .
توصیه سازمان جهانى بهداشت این است كه افراد با هر وسیله ممكن ابراز تنفر خود را در انجام این عمل به گوش مسئولان و سیاستمداران و هر انسان دیگر در هر كشورى كه زندگى مى كنند برسانند و براى عدم انجام آن از هر راهى مبارزه كنند .
به گزارش ایونا ، هر سال دو میلیون دختر در جهان ختنه میشوند .
این عمل به دلیل انجام آن در خانهها و با وسائل آلوده جان دختران خردسال را تهدید میکند .
خاطرات «واریس دیری» او متولد افریقاست .

نماینده سازمان ملل
برای مقابله با ختنه دختران :
ختنه ام کردند
و من هرگز فراموش
نمی کنم
۶ هزار دختربچه هر روز ختنه میشوند
«واریس دیری» شاید زیباترین و درعین حال غمگین ترین دیپلمات مستقر در سازمان ملل در نیویورک باشد .
از صحراهای سومالی آمده است. کتاب خاطراتی دارد به نام «گل صحرا» . دراین کتاب فاجعهای را شرح میدهد که قربانیان آن دختران کم سن و سال اند. آنها که در این سن و سال ختنه میشوند، چند سال بعد به خانه بختی که برای آنها جز شوربختی نیست فرستاده میشوند .
۵ ساله بود که ختنه اش کردند و ۱۳ ساله بود که مرد ۶۰ سالهای خواستگارش شد. تن به این ازدواج نداد و از خانه گریخت. نمی خواست هم سرنوشت خواهرش شود. ختنه او را به چشم دیده بود و خود قربانی این توحش و سلاخی بود .
«واریس دیری» بعدها خود را به لندن رساند و مدل شد. دراین حرفه موفق بود، اما شهرت امروزی او نه به دلیل مدل بودن، بلکه به دلیل سمتی است که در سازمان ملل متحد دارد. او سفیر سازمان ملل برای مبارزه با ختنه زنان در سراسر جهان است. جنایتی که طبق آمار منتشره سازمان ملل، هر روزه روی ۶۰۰۰ دختر بچه عرب و افریقایی و برخی کشورهای آسیائی دیگر انجام میشود .
کتاب خاطرات او را با نام «گل صحرا» شهلا فیلسوفی و خورشید نجفی ترجمه کرده اند و نشر چشمه در تهران، درپاییز ۱۳۸۳ آن را منتشر ساخته است .
بخشی از خاطرات «واریس دیری» :
«…آن شب، هیجان زده بیدار ماندم. ناگهان مادرم را دیدم که بالای سرم ایستاده است.هوا هنوز تاریک بود، قبل از سحر، زمانیکه تاریکی کم کم جای خود را به روشنایی می داد و سیاهی آسمان به خاکستری میگرایید. او با اشاره به من فهماند که ساکت باشم و دستش را بگیرم. من پتوی کوچکم را پس زدم و خواب آلود، تلو خوران، به دنبال او راه افتادم. حالا میدانم چرا دختران را صبح زود با خود میبرند .
میخواستند قبل از آنکه کسی بیدار شود، آنها را ببرند تا صدای فریادشان شنیده نشود. در آن لحظه، هر چند گیج بودم و به سادگی آنچه میگفتند انجام می دادم.
ما از محلی که زندگی میکردیم دور شدیم و به سمت دشت رفتیم. مادرم گفت: «اینجا منتظر میمانیم»، و ما بر روی زمین سرد به انتظار نشستیم. آسمان کم کم روشن میشد؛ به سختی اشیاء را می شد تشخیص داد. خیلی زود صدای لخ و لخ صندلهای زن کولی را شنیدم. مادرم نامش را صدا کرد و گفت:«خودت هستی؟»
« بله اینجایم»
هنوز هیچ چیز نمی دیدم، فقط صدایش را شنیدم. بدون اینکه نزدیک شدنش را بینم، ناگهان او را در کنار خود حس کردم. او به سنگ صاف و بزرگی اشاره کرد و گفت:«آنجا بنشین».
نگفت چه اتفاقی میخواهد بیفتد. نگفت بسیار دردناک است، فقط گفت: تو باید دختر شجاعی باشی. کارش را مثل یک جلاد شروع کرد.
مادرم پشت سرم نشست و سرم را به سینه اش چسباند. پاهایش را دور بدن من احاطه کرد. ریشه درختی را که در دست داشت بین دندانهای من گذاشت .

گفت:«گازبزن».
از ترس خشک شده بودم…
من به میان پاهایم خیره شدم و دیدم زن کولی -شبیه بقیه پیرزنان سومالیایی بود- با یک روسری رنگی که دور سرش پیچیده بود، همراه با یک پیراهن سبک پنبه ای- با این تفاوت که هیچ لبخندی بر لب نداشت. نگاهش ماننده نگاه مردهای بود که هنوز چشمهایش را نبسته باشند .
دستهایش داخل کیف دستی اش که از جنس گلیمهائی بود که روی آن میخوابیدیم در جستجو بود. چشمانم روی کیف دستی میخکوب شده بود. میخواستم بدانم با چه چیزی میخواهد مرا ببُرد. یک چاقوی بزرگ را تجسم میکردم، ولی او از داخل آن کیف، یک کیف کوچک نخی بیرون آورد. با انگشتان بلندش داخل آن را گشت و بالاخره یک تیغ ریش تراشی شکسته بیرون کشید. به سرعت تیغ را از این رو به آن رو چرخاند و امتحان کرد. خورشید به سختی بالا آمده بود. نور به اندازهای بود که رنگها را ببینم ولی نه با جزئیات. خون خشک شدهای را روی لبه دندانه دار تیغ دیدم. روی تیغ تف کرد و با لباسش آن را پاک کرد. همچنان که آن را به لباسش میسابید، دنیای من ناگهان تاریک شد. مادرم دستمالی را روی چشمانم انداخت .
چیزی که بعد از آن حس کردم بریده شدن گوشتم، آلت تناسلیم، بود. صدای گنگ جلو و عقب رفتن اره وار را بر روی پوستم میشنیدم .
وقتی به گذشته فکر می کنم، نمی توانم باور کنم که چنین اتفاقی برایم افتاده است. همیشه فکر میکنم درباره کس دیگری سخن میگویم. نمی دانم چگونه احساسم را بیان کنم تا بتوانید آن را روی بدن خود حس کنید. مثل این بود که کسی گوشت ران شما را برش بدهد یا بازویتان را قطع کند. با این تفاوت که این قسمت حساس ترین بخش بدن است .
من حتی کوچکتری حرکتی نکردم، زیرا «امان» [ خواهرم] را به یاد داشتم و میدانستم هیچ راه فراری وجود ندارد. فکر میکردم اگرتکان بخورم درد بیشتر میشود. فقط پاهایم بدون اراده شروع به لرزیدن کرد. از حال رفتم…
وقتی بیدار شدم گمان میکردم تمام شده است، ولی بدتر از زمان شروع بود. چشم بندم کنار رفته بود و من زن جلاد را دیدم که یک مقداری خار درخت اقاقیا را کپه کرده بود. او از آنها برای ایجاد سوراخهایی در پوستم استفاده کرد. سپس نخ سفید محکمی از سوراخها رد کرد تا مرا بدوزد. پاهایم کاملا بیحس شده بود، ولی درد بین آنها آنچنان شدید بود که آرزو میکردم بمیرم. مادرم مرا در بازوانش گرفته بود- برای آنکه آرام بگیرم به او تماشا میکردم…
چشمانم را باز کردم. آن زن رفته بود. مرا حرکت داده بودند و بر روی زمین نزدیک صخره خوابانده بودند. پاهایم از مچ تا ران با نوارهایی از پارچه به هم بسته شده بود، به طوریکه نمی توانستم حرکت کنم. من اطراف را به دنبال مادرم نگاه کردم، ولی او رفته بود. سنگی را نگاه کردم که مرا روی آن خوابانده بودند. از خون من خیس بود. مثل اینکه مرغی را در آنجا سر بریده باشند. تکههایی از گوشت تنم، آلت تناسلیم، آنجا افتاده بود، دست نخورده، زیر آفتاب در حال خشک شدن بود .
دراز کشیدم، به خورشید که حالا دیگر بالای سرم ایستاده بود نگاه کردم. هیچ سایهای اطراف من نبود و موجی از گرما به صورتم سیلی میزد. تا اینکه مادرم همراه با خواهرم برگشت. مرا به سایه یک بوته کشاندند. این یک سنت بود. یک سر پناه کوچک زیر یک درخت آماده کرده بودند، جایی که من تا زمان بهبودی استراحت کنم. چند هفته، تنهای تنها، تا کاملا خوب شوم.

فکر کردم عذاب
تمام شده، اما هر بار که خواستم ادرار کنم درد شروع میشد. حالا میفهمیدم چرا مادرم میگفت زیاد آب و شیر ننوش. مادرم اخطار کرده بود که راه نروم. بنابراین نمی توانستم طنابهایم را باز کنم. چون اگر زخمها از هم باز میشد، کار دوخت و دوز باید دوباره انجام میگرفت .
اولین قطره ادراری که از من خارج شد، انگار اسید پوستم را میخورد. وقتی زن کولی مرا دوخت، فقط سوراخی به اندازه سر چوب کبریت برای ادرار و خون- در زمان پریدی- باز گذاشته بود. این استراتژی خردمندانه، تضمینی بود برای اینکه تا قبل از ازدواج هیچ رابطه جنسی نداشته باشم و شوهرم مطمئن باشد یک باکره تحویل گرفته است .
هر هفته مادرم معاینه ام میکرد تا ببیند کاملا بهبود یافته ام. وقتی بندهایم را از پاهایم گشودم، توانستم برای اولین بار به خود نگاهی بیندازم. یک تکه پوست کاملا هموار کشف کردم که فقط یک جای زخم در وسط آن بود. مانند یک زیپ، که آن زیپ کاملا بسته شده بود. آلت تناسلیم مثل یک دیوار آجری مهر و موم شده بود تا هیچ مردی توانایی دخول تا شب عروسیم را نداشته باشد…زمانی که شوهرم با یک چاقو یا فشار، آن را از هم میدرید.


| سكسكه عبارت است از انقباضات ناخودآگاه و مكرر عضله دیافراگم. سكسكه یك علامت است و نه یك بیماری. در ایجاد سكسكه دیافراگم عضله بزرگ و نازكی كه قفسه سینه را از شكم جدا میسازد و عصب فرنیك (عصبی كه دیافراگم را به مغز وصل میكند) نقش دارند. تقریباً همه ممكن است دچار سكسكه شوند، حتی جنینی كه در رحم مادر است. |
| علایم شایع |
| یك صدای تند و سریع كه در اثر گرفتگی دیافراگم از دهان خارج میشود. این گرفتگی، عضلات ته گلو را به هنگام دم میبندد. |
| علل |
| تحریك اعصابی كه عضلات تنفسی، خصوصاً دیافراگم، را تحریك میكنند. علت سكسكه كوتاهمدت معمولاً ناشناخته است. در صورتی كه سكسكه طولانیمدت باشد یا بهطور مكرر رخ دهد، امكان دارد به علل زیر ایجاد شده باشد: خوردن یا آشامیدن غذا یا نوشیدنی داغ یا مواد تحریككننده بیماریهای پرده جنب (پرده نازكی كه روی ریهها را میپوشاند). ذاتالریه اورمی (جمع شدن مواد زاید سمی در اثر نارسایی كلیه) الكلی بودن مصرف بعضی از داروها اختلالات معده، مری، روده یا لوزالعمده حاملگی تحریك مثانه هپاتیت گسترش سرطان از یك قسمت از بدن به كبد یا قسمتی از پرده جنب سابقه عمل جراحی اخیر، خصوصاً جراحی روی شكم علل عاطفی |
| عوامل افزایش دهنده خطر |
| وجود یك بیماری كه سطح سلامت فرد را پایین آورده باشد. سابقه عمل جراحی اخیر مصرف داروها، خصوصاً آنهایی كه معده را آزرده میسازند. پربودن معده خنده شدید یا احساسات قوی تغییر در دمای محیط مصرف الكل |
| پیشگیری |
| در حال حاضر نمیتوان از آن پیشگیری كرد. |
| عواقب مورد انتظار |
| سكسكه كوتاهمدت معمولاً نشاندهنده بیماری نیست. این نوع سكسكه بهطور خود به خودی یا غالباً با درمانی كه شرح آن داده خواهد شد برطرف میشود. سكسكه مداوم فرد را مستأصل میكند و نیاز به انجام اقداماتی برای فهمیدن دلیل آن وجود دارد. |
| عوارض احتمالی |
| عارضهای وجود ندارد، مگر این كه سكسكه طولانیمدت باشد و وجود یك بیماری جدی را مطرح كند. |
| درمان |
| اصول كلی |
| روشهایی كه در این جا ذكر میشوند برای دورههای كوتاهمدت سكسكه هستند. سكسكه طولانیمدت باید تحت بررسی پزشكی قرار گیرد. یك یا تعداد بیشتری از روشهای زیر را به كار بندید تا بهترین آنها برای شما معلوم شود. نفس خود را نگاه دارید و تا 10 بشمارید. داخل یك كیسه كاغذی تنفس كنید. از كیسه پلاستیكی استفاده نكنید زیرا ممكن است به سوراخ بینی بچسبد. انگشت شست خود را بین دندانها و لب بالا قرار دهید. سپس لب بالا را با انگشت سبابه خود، درست در زیر سوراخ بینی سمت راست، فشار دهید. انگشتان سبابه خود را حدود 20 ثانیه داخل هر دو گوش فشاردهید. یك لیوان آب را به سرعت بنوشید. نان خشك یا یخ خرد شده قورت دهید. زبان خود را به ملایمت بكشید. چشمان خود را ببندید و فشار ملایمی را به كرههای چشم وارد كنید. یك قاشق چایخوری شكر خشك بخورید. |
| داروها |
| معمولاً دارویی برای اختلال مورد نیاز نیست. |
| فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری |
| محدودیتی برای آن وجود ندارد. |
| رژیم غذایی |
| رژیم خاصی توصیه نمیشود. |
| درچه شرایطی باید به پزشك مراجعه نمود؟ |
| اگر سكسكه بیش از 8 ساعت طول بكشد. اگر احتمال میدهید كه دارویی باعث سكسكه شما شده است |
افـسردگی اختلالی است كه قادر است افكار، خلق و خو، احساسات، رفـتار، سلامتی جسمانی و روحی شما تحـت الشعاع قرار دهد. هر انسانی در مقاطع خاصی از زنـدگی خود به افسردگی دچار می گردد. افسردگی تا زمانی یك حال طبیعی تلقی می شود كه اولا كوتاه مدت بوده، ثانیا شدت زیادی مثلا فكر خودكشی نداشته باشید و ثالثاً علایم همراهی چون بیخوابی و بی اشتهایی شدید، ناتوانی درلذت بردن ازفعالیت های تفریحی و احساس گناه شدید، نداشته باشد.
در غیراینصورت افسردگی یك بیماری تلقی می شود. افسردگی (Depression) فرد را دچار آشفتگی اندیشه، آشفتگی عاطفی، تغییر رفتار و بیماری های جسمانی می كند. افسردگی بالینی، از دیدگاه عملكردهای اجتماعی بیش از دیگر بیماری های مزمن، فرد را ناتوان می كند. افسردگی عمده بیش از بیماری های مزمن ششی، التهاب مفصل و دیابت، ناتوان كننده است. افسردگی یك نشانگان (Syndrom) یعنی مجموعه ای از نشانه مرضی(Symptoms) مختلف است.
ملاك های تشخیص افسردگی عبارت اند از :
* افسرده بودن خلق و خوی در بیشتر روزها، تقریباً هر روز.
* كاهش آشكار علاقه یا میل به هر نوع فعالیت در زندگی.
* كاهش یا افزایش قابل توجه وزن بر اثر كاهش یا افزایش اشتهای غذا خوردن.
* بی خوابی یا پرخوابی در غالب شب ها.
* افزایش یا كاهش اعمال روانی حركتی یا فعالیت های ذهنی.
* خستگی یا كاهش انرژی.
* احساس بی ارزشی یا گناهكار بودن.
* كاهش توان اندیشیدن یا تمركز ذهن و تصمیم گیری.
* اندیشیدن به مرگ ( نه ترسیدن از آن) و به خودكشی، بدون داشتن طرحی برای آن، یا اقدام به خودكشی با طرحی از پیش ریخته.
داشتن حداقل پنج علامت یاد شده برای ابتلا به افسردگی كبیر كافی است. ولی نشانه های (1) و (2) باید جزء آن نشانه ها باشند. افسردگی نمی تواند واكنش معمولی مرگ یك عزیز باشد. همه افراد مبتلا به افسردگی تمام نشانه های مرضی این بیماری را ندارند و شدت نشانه های مرضی در افراد مختلف متفاوت است. خلق بیشتر مردم طی روزها و ساعات مختلف، تغییرات خفیف و جزیی دارد: یك روز شاداب هستند و فردای آن روز احساس غمگینی می كنند.
معمولاً علت مشخصی برای این تغییرات خلقی وجود دارد و در اغب موارد، این حالت ها گذرا هستند. افسردگی واقعی، علایم فیزیكی مثل خستگی مفرط، كاهش وزن و اختلال خواب مثل زود از خواب بیدار شدن را به همراه دارد. البته افسرده شدن روان شیوة مقابله بی نظیریست كه ذهن پویای انسان برای نجات خود از یك غلبه دردناكتر و صدمه وخیم تر در برابر فشارهای غیرقابل تحمل از خود بروز می دهد. افسردگی از رایجترین اختلالات عاطفی است كه با توجه به فراوانی آن و اثرات نامطلوبی كه در زندگی آدمیان دارد پژوهش های بسیاری برای پی بردن به علل آن صورت گرفته است.
هر كسی گهگاهی احساس افسردگی می كند گاهی وقتها غم و اندوه مانع از لذت بردن ما از زندگی می شود ولی ما می دانیم افسردگی پاسخ طبیعی آدمی به فشارهای زندگی است. واكنشی است نسبت به یك عامل بیرونی كه فرد نسبت به آن آگاه است ولی به نوعی از آن محروم است. عدم موفقیت در تحصیل یا كار، از دست دادن یكی از عزیزان، پیری، بیماری و... اغلب باعث بروز افسردگی می شود.
در برخی موارد، بیماری افسردگی به دنبال حوادث ناخوشایند مثل طلاق، داغداری یا از دست دادن شغل ایجاد می شود. این بیماری ممكن است به دنبال اتفاقات بزرگ زندگی مثل بازنشستگی هم روی دهد. تغییرات هورمونی مثلاً یائسگی یا تولد نوزاد نیز می تواند باعث ایجاد افسردگی شود. با وجود این، افسردگی در بسیاری از موارد علت مشخصی ندارد و بعضی از افراد، دچار دوره های مكرر افسردگی می شوند. افسردگی، یك بیماری قابل درمان است. در صورتی كه احتمال می دهید افسرده باشید، حتماً باید به پزشك خود مراجعه كنید.
علل افسردگی : برای بیماری افسردگی واقعی هیچ علت یگانه و روشنی نمیتوان متصور بود. بعضی از عوامل زیستشناختی مثل بیماریهای جسمی، اختلالات هورمونی، یا بعضی داروها میتوانند نقش داشته باشند. عوامل اجتماعی و روانی نیز میتوانند نقش داشته باشند. اختلالات ارثی نیز میتوانند مؤثر باشند. بروز این حالت ممكن است با تعداد وقایع ناراحتكننده زندگی فرد ارتباط داشته باشد. عمده ترین علت های اقسردگی به شرح زیر است.
* وراثت.
* محیط های نا ایمن و خطرناك مانند: آلودگی هوا و آب.
* محیطهای آشفته مانند: خشونت در خانه و روابط.
* درگذشت همسر، فرزند، والدین و دوستان.
* ضربه های روحی شدید در كودكی و یا بزرگسالی.
* از دست دادن حمایتهای اجتماعی در پی طلاق، دوری از دوستان، قطع رابطه، از دست دادن شغل.
* شرایط ناسالم اجتماعی مانند: فقر، بی خانمانی و خشونت در جامعه.
* بیماریهای مزمن مانند سرطان، دیابت و ایدز.
* شكست و ناكامیها-تجارب ناخوشایند.
* تغییرات هورمونی - اختلال در تعادل انتقال دهنده های عصبی همچون سروتونین.
* در اثر مصرف برخی داروها مانند داروهای خواب آور، ضد بارداری و كاهنده فشار خون بالا.
* استفاده از الکل، مواد مخدر و دیگر داروها.
* تغذیه نامناسب مانند كمبود فولات و ویتامین B1 و یا مصرف زیاد مواد قندی و کافین دار.
* ضعف شخصیت، اعتماد بنفش پایین، بدبینی و هم وابستگی ها.
* استرس.
* الگوی تفكرات منفی.
* عدم تحرك بدنی و نداشتن تفریح و سرگرمی.
* انزوا و گوشه گیری.
انواع افسردگی :
1- افسردگی اساسی: این نوع افسردگی اختلال در خلق میباشد كه معمولا 2 هفته بطول می انجامد. احساس دلتنگی و حزن مفرط و از دست دادن میل و لذت از فعالیتهای دلپذیرو احساس گناه و بی ارزشی از نشانه های آن می باشد. این نوع افسردگی خطرناك بوده و میتواند به خود كشی منجر گردد.
2- افسردگی مزمن: شدت علایم آن از افسردگی اساسی كمتر بوده اما دوره آن طولانی و ممكن است و 2 الی 5 سال بطول انجامد. علایم آن معمولا ناتوان كننده نمی باشد اما در عملكرد مناسب و احساس خوشایندی فرد تاثیر گذار است.
3- اختلال در سازگاری: هرگاه انسان عزیزی را از دست میدهد، شغلش را از دست داده و یا تغییر می دهد، و یا آگاه می گردد كه بیماری لاعلاجی دارد كاملا طبیعی است كه احساس استرس، اندوه و خشم می كند. اما در نهایت امر افراد خود را با شرایط پدید آمده وفق می دهند. اما برخی قادر به چنین عملی نمی باشند. هنگامی كه واكنش فرد به یك موقعیت و یا حادثه سبب افسردگی در وی می گردد به آن اختلال در سازگاری می گویند.
4- اختلال دو قطبی: به تغییرات غیر قابل پیش بینی خلق از شیدایی تا افسردگی اختلال دو قطبی می گویند. در یك زمان فرد رفتار برون گرایی مفرط، پر حرفی، خود بزرگ بین از خود بروز می دهد و در دوره ای دیگر افسرده می گردد.
5- افسردگی فصلی: این نو ع افسردگی معمولا در زمستان شیوع می یابد. علت آن كاهش تابش نور خورشید است.این افسردگی سبب سردرد، تحریك پذیری و كاهش سطح انرژی می گردد.
مقابله با افسردگی : در بسیاری از موارد، بیماری خود به خود خوب میشود، اما با كمك گرفتن از پزشك میتوان مدت افسردگی را كم كرد و روشهای مقابله با افسردگی را فرا گرفت. عود افسردگی شایع است. درصد بهبودی بالا است، حتی اگر فرد به هنگام افسردگی، نسبت به بهبودی خود دید منفی داشته باشد. اما در موارد شدیدتر احتیاج به درمان دارد داروهای ضدافسردگی برای بعضی از افراد كه افسردگی طولانیمدت یا نسبتاً شدید دارند، پیشنهاد می شود.
در صورتی كه علایم خفیف تا متوسط باشند، روشهای به عهده گرفتن مراقبت از خود را در پیش گیرید :
* با دوستان و خانواده صحبت كنید.
* به طور منظم ورزش كنید.
* یك رژیم غذایی متعادل و كمچرب داشته باشید.
* الكل مصرف نكنید؛
* كارهای عادی زندگی خود را ادامه دهید.
* فیلمهای خندهدار و شاد ببینید.
* در صورت امكان به تعطیلات بروید.
* احساسات خود را در یك دفتر خاطرات روزانه بنویسید.
* سعی كنید مشكلات در روابط با دیگران را حل كنید (البته بهتر است كه در این زمان تصمیمات عمده گیرید.
* تا حدی كه میتوانید فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری خود را حفظ كنید.
* مسؤولیتهای خود را تا زمان بهبودی به فرد دیگری واگذار كنید.
* به گروههای حمایتی در مورد افسردگی بپیوندید.
پیشگیری : البته برای پیشگیری از افسردگی راهکارهای مقابله ای پایین نیز پیشنهاد می شود.
1- برای خود هدف های قابل دسترس تعیین كنید.
2- تنها به میزان معقول و در حد توان خود مسئولیت به عهده بگیرید.
3- كارها، اهداف و وظایف بزرگ را به بخشهای كوچك تقسیم كنید.
4- مدیریت و الویت بندی را فراموش نكنید.
5- مدتی از وقت خود را با دیگران و یك دوست صمیمی سپری كنید. سعی كنید فردی را در زندگی بیابید كه بتوانید به وی اعتماد كرده و با وی درد دل كنید.
6- به سرگرمی هایی كه علاقه دارید بپردازید.
7- ورزش كنید و فعالیت بدنی منظم داشته باشید.
8- تا بر طرف شدن آثار افسردگی تصمیمات مهم و حیاتی خود را به تعویق اندازید.
9- به خاطر داشته باشید كه بهبودی خلق افسرده زمانبر و تدریجی میباشد انتظار معجزه نداشته باشید.
10- از افراد غیر حامی و منتقد اجتناب كنید.
11- به دوستان و خانواده خود اجازه دهید در روند بهبودی به شما كمك كنند.
12- افكار مثبت را جایگزین افكار منفی گردانید.
13- به خاطر داشته باشید كه زندگی به طور ذاتی مبهم و نامشخص بوده و در بسیاری از شرایط تنها یك پاسخ واحد مشكل گشا نخواهد بود.زندگی مملو از احتمالات است.
14- بیاموزید چگونه میان اموری كه شما مسئول آنها می باشید و یا نمی باشید تفاوت قائل گردید. معمولا افراد كنترلی كه بر شرایط دارند را كمتر و یا بیشتر از آنچه هست بر آورد می كنند.اموری كه شما مسئولیتی در قبال آن ندارید و یا خارج از كنترل شماست به حال خود بگذارید.
15- بیاموزید كه چه زمان باید با احساسات خود ارتباط برقرار كرده و چه زمان از آنها فاصله بگیرید.
16- بیاموزید كه چه هنگام باید به بر زمان حال تمركز كنید و چه هنگام به زمان آینده.
17- خوشبختی و نیل به شادی در زندگی هدف نامعقول نیست اما شما باید ابتدا مفهوم خوشبختی را برای خود معنا كرده و سپس با برنامه ریزی و ایجاد سلسه مراتب و پیروی از آنها به خوشبختی مطلوب خود دست یابید.
18- بین احساسات درونی خود و واقعیتهای عینی تفاوت قائل شوید.
19- با دیگران رابطه برقرار كنید.
20- وابستگی خود را به دنیای خارج كاهش دهید.
21- به خاطر داشته باشید هیچ فرد دیگری جز خود شما مسئول شادی شما نمی باشد.
1- سرماخوردگی یک سند رم خوش خیم و خود محدود شونده تنفسی است.
2- عامل آن تعداد زیادی از ویروس ها است.
3- انتقال از طریق قطرات تنفسی ، تماس نزدیک واز طریق وسایل آلوده بخصوص دستمال ودست صورت می گیرد.
4- .ویروس پس از آلودگی حدود 2 ساعت بر روی پوست دست شخص باقی می مانند.
5- در 40 -90 در صد افراد مبتلا به سرما خوردگی دستها به ویروس آلوده است.
6- رینو ویروس ها می توانند بر روی اشیائ هم برای ساعت ها باقی بما نند، بطور مثال دستگیری دری که توسط شخص آلوده لمس شده است می تواند تا
ساعت ها موجب انتقال ویروس گردد.
7- ویتامین C اثر درمانی کمی دارد فقط دوره بیماری را کوتاه می کند وروی پیشگیری تاثیر ندارد.
8- درمان بیشتر حمایتی است.
9- سرفه در سرما خوردگی می تواند ناشی از انسداد بینی ویا ترشحات پشت حلق باشد .به همین دلیل مهارکننده های مرکز سرفه مانند دکسترومتورفان وکلوبوتینول هیچ ارزشی در این موارد ندارد.
10- برای کنتترل سرفه در سرماخوردگیNSAIDs داروهای مثل(ایندومتاسین ، ناپروکسن،..)با اثر بلوک کردن عمل پروستاگلاند ین باعث کاهش سرفه می شوند. هچنین این داروها باعث تسکین سردرد ،خستگی ،ودیگر علائم می شوند.
11- ترکیب آنتی هیستامین های نسل اول وNSAIDs برای تسکین علائم سرماخوردگی مناسب است .